خسته م خیلی خسته...

کم آوردم ... 

به معنی واقعی کلمه کم آوردم مشکلات مث یه 

طناب قطور دور تا دور تنمو پیچیدن... زندگیم 

شده نشدن شده تطبیق دادن با داشته ها... چرا 

سهم من نرسیدنه؟ چرا نشدنه؟ چرا خدا معجزه 

هاشو گذاشته واس روز مبادا؟


من نمیدونم چرا اگه دونفر قسمت هم نیستن خدا 

اونا رو سر راه هم میزاره.... خدایا تو اون بالایی 

میدونی وابستگی یعنی چی ؟ تو که خدایی 

خوش بحالت ...


هیچ وقت حسرت اینو نخوردم چرا خواهر ندارم 

اما این روزا بشدت بهش احتیاج دارم زندگیم به 

جایی رسیده که صمیمی ترین دوستمم ازین 

اتفاقات خبر نداره... دارم خفه میشم ... من خیلی 

تنهام خیلییی


یعنی 7 سال کافی نبود نوکرتم که انقدر ما رو 

امتحان میکنی ؟

به خودت قسم تو اوج نوجوونی سختیایی رو 

کشیدم و دم نزدم که حد نداره.. اما بازم میگم 

شکررر 


حامدم دارم از خودم به تو پناه میبرم تویی که هم 

دردی و هم درمونم...


# ناتونانی یعنی من یعنی نشدن به توان بی نهایت


+ خدایا من اینجا سخت منتظر معجزه هستم و 

تو انگار معجزه هایت را گذاشتی برای روز مبادا...

♥ نوشته شده در یکشنبه 6 آبان 1397 ساعت 07:11 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

Design By : Bia2skin.ir