امید


سلااااام ؛ 

خیلی کم پست گذاشتم هوم؟ خب جونم براتون 

بگه که این هفته رو کلا مریض بودم تو پست قبلیم 

خواستم بگم ، نگفتم چون چیز خاصی نبود .

سرماخوردگی خیلی خیلی بدی دارم حالمو گرفته 

اصلا ، ازون ور یه روش درمان طب سنتی رو شروع 

کردم و بخاطر بی احتیاطی طرف توی پانسمان 

کردن و بی فکری خودم که اهمیت ندادم به این 

موضوع یه شب تا صبح خون ریزی داشتم یعنی از 

شب که خوابیدم تا 9 صبح همینجور خون اومده 

صبح که بیدار شدم توان تکون خوردن حتی 

نداشتم وقتی جلو آینه رفتم که داشتم پس 

میفتادم تمام پانسمان خونی شده بود خلاصه که 

الکی الکی این همه خون از دست دادم و واقعا 

ضعیف شدم .


قرار بود که فردا با حامی بریم بیرون ولی بخاطر 

حال من کنسل شد. شاید پسفردا بریم شایدم بعد 

ترش . چون من رو ویبره م؛ چرا ؟ 

چون پشت سرهم سرفه میکنم حتی نمیتونم یه 

جمله کامل و بدون سرفه بگم .

امروز میخواستم غذا سفارش بدم اصلا نمی 

تونستم منم گوشی و دادم داداشم صحبت کنه 

خلاصه که اینطور - این تیکه کلام آوا س -...


چند ساعت پیش با حامی حرف میزدم صداش و 

که می شنوم اصلا یه حااال خوبیه برای یه تایم 

کوتاهی فارغ از همه چی فقط من هستم و 

خودش  ...


امشب میخواستم نماز بخونم بعد خیلی دلم 

میخواست قرآن بخونم خلاصه بعد نماز یکم دعا 

کردم که ناخودآگاه اشکم درومد و گفتم خدایا من 

این همه صبر کردم برای عشقم و واقعا فقط تو 

میتونی بهمون کمک کنی و کلی حرف دیگه بعد 

چشمام و بستم یه صفحه قرآن و باز کردم ؛ یه 

عادت که من دارم اینه که اول معنی فارسی قرآن 

و میخونم و یکم روش تمرکز میکنم بعد عربی رو 

می خونم ، واقعا حس کردم خدا داشت جواب دعا 

مو میداد : معنی فارسی درباره ی داستان حضرت 

ابراهیم و پسرش بود که برای آخرین بار باهم 

خداحافظی میکنن - که فکرشم خیلی سخته - و 

حضرت ابراهیم میخواد پسرش رو ذبح کنه که 

فرشته ها میان و میگن این یه امتحان الهی بوده و 

تو سربلند ازین امتحان بیرون اومدی و تا ابد نام تو

نیک میمونه ... نمیدونم چرا انقدر این صفحه رو 

برای خودم خوب تعبیر کردم حس کردم خدا 

میخواد بهم بگه این 7 سالی که برای عشقت صبر 

کردی امتحان الهی بوده و ازین به بعد اتفاقای 

خوبی در راهه ..

آهای تویی که داری پستم و میخونی و تو دلت 

میگی یارو چه دیونه س منه دیوونه برای خودم 

اینجور تعبیر کردم و امید دارم به خدا ، خدایی که 

هیچ وقت فراموش نکردم تو دقیقه 90 چطوری 

دستم و یعنی دست مون و گرفته ...




  مرا هزار امید است و هر هزار 

"     تویی   " 

♥ نوشته شده در جمعه 16 آذر 1397 ساعت 10:07 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

Design By : Bia2skin.ir