تبلیغات
Eli & Hami

منم آن بیچاره ترین


تمام امیدم نا امید شد نتایج کنکور و زدن و یکی از دوستام قبول نشد اون یکی هم یه شهر دیگه قبول شده تمام امیدم ناااابود شد 

کاش خدا میدونست داره با من چیکار کنه دوباره باید برگردم تو اون جهنم دوباره هرشب گریه و افسردگی 

آنقدر گریه کردم و میکنم که داره سوی چشام میره 

ناف منو با بدبختی بریدن و خدا کمر بسته به نابودی من 

استوریای پشت سرهمی که تو واتساپ گذاشتم و مخاطبایی که پیاماشون و تند تند برام میفرستن که چی شده و ...

و منی که همه رو پشت گوش انداختم و دارم اینجا تایپ میکنم 


حجم بدبختی و بد شانسی من بی انتها بوده و هست 

کم آوردم به قرآن 


خدایا قسم به بغض الانم داری در حقم بد میکنی 

♥ نوشته شده در شنبه 23 شهریور 1398 ساعت 02:57 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد ...


با یه بغض عمیق براتون مینویسم 

نمیدونم هنوز کسی هست بیاد اینجا یا نه

 به هر حال اینجا همیشه واسه 

من محیطی بوده که تونستم خودم و

 تخلیه کنم. 

حتی اگه یه سگ تو تمام این 8 سال 

 واس خدا واق واق میکرد تا الان براش 

یه استخوان انداخته بود گویا من ارزش

 اون و هم ندارم خسته شدم از نشدن

 ازینکه همیشه امید من به آینده س

 و هی هرچی به آینده نزدیک میشم 

میبینم هیچ کوفتی توش نیست 

پیشونی نوشت لعنتی من و لعنتی تره

 حامد چه کوفتی توش نوشته شده که 

همیشه سهم ما نرسیدنه به تمام آرزو هامون 

قربون خدا برم تا لب به شکایت باز

 میکنی میزنه یه بلائی سرت میاره 

د آخه نوکرتم یه بار جای اینکه خودت

 عصبی شی بیا و از عصبانیت ما کم کن 

به کجای دنیات بر میخوره ما یه تکون

 مثبت بخوریم ؟ 


چقدر پاییزه گذشته پستای طولانی

 میزاشتم و گله و شکایت و اظهار 

خستگی... 

الان به درجه ای رسیدم که 

حوصله ی همون و هم ندارم 


گاهی حس میکنم وقتشه که یه مشت

 سم بخورم و همه چی و تموم کنم 



                                        بُُ -ر-ی-د-م 

♥ نوشته شده در شنبه 23 شهریور 1398 ساعت 12:01 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه ی هیچ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد 1398 ساعت 11:01 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

ایهام مرا سخت به آغوش کشیده ...



همونی که تو کمتر از یک ساعت منو به جنون می کشه

 جوری که با دستام محکم موهام و می کشم همون چند

 مین بعدش به خاص ترین روش ممکن آرومم میکنه 
:) 

دلم یه خواب عمیق میخواد 3-4 روز بخوابم و به هیچ چیز 

فکر نکنم بخوابم و بیدار شم همه چیز درست شده باشه 



گاهی حس میکنم سقف آسمون به زمین رسیده و

 دارم خفه میشم  دارم خفه میشم

♥ نوشته شده در شنبه 29 تیر 1398 ساعت 10:32 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

غمت نباشه من عاشقتم


سلام به همگی 

بشدت وقتم پره ودرسام سنگین فعلا 

نمیتونم بیام وب حالا توی فورجه ها که

 رفتم خونه هم پست می زارم اما کم ..


کلی اتفاق باید براتون تعریف کنم همینجا

 تیتر شون و میگم که بعدا فراموشم نشه

1. باهم غذا پختن مون

2. گشت ارشادی که همچنان سایه ش بالا

 سر ماست


3.مشاور / روانشناس  


خببببب یه کوچولو براتون بحرفم و برم ... 



چند وقت پیش با دوستام قرار بود بریم 

کافه از ماشین که پیاده شدیم هنوز چند

 قدم بیشتر بر نداشته بودم که یه بوی آشنا 

روحم و نوازش میداد کاملا غیرارادی و 

ناخودآگاه وسط خیابون بین اون همه

 جمعیت برگشتم، برگشتم و دنبال اون 

عطر آشنا گشتم اما نبود ... 

نبود و منو به کجاها که نبرد ... بوی عطر

 حامی بود من این بو رو خیلی راحت

 میتونم تشخیص بدم ... یه لبخند عمییق 

مهمون لبام شد و فیلم وار تمام خاطره ها

مون از جلوی چشمام رد میشد ... 

عجیب گیج و گنگ شده بودم زمان و 

مکان و فراموش کردم یه قفل محکم به 

عقلم زدم و اجازه دادم " دلم " اون چه 

که میخواد و  بیاد بیاره

 و چه یاداوری شیرینی 

کل مسیر یه لبخند گنده رو صورتم بود و 

انگار رو ابرا قدم میزدم 

من دیگه اون آدم سابق نمیشم :)

اینه معجزه ی عشق ؟ هوم؟ :) 

گاهی وسط پی م دادن مون مدام تکرار میکنم 

ماشاءالله لا حول ولا قوه الا بالله چند بار و 

پشت سر هم میگم :) چون واقعا نیازه 

قفلم رو آهنگ غمت نباشه از مهراد جم 


" ازتو دور بمونه چشای بد 


اون نگاهت منو دیونه کرد 


ماشاءالله لا حول ولا قوه الا بالله 




♥ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد 1398 ساعت 11:39 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : هفته ای که گذشت و اتفاقاات عجیبش

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 ساعت 08:08 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

اینم از 8 میش : ))


هوالمعشوق 



پاییز یا زمستان چه فرقی میکند 


تو که باشی 


حضورت، صدایت ، نفس هایت 


و گرمی دستانت 


بهاری میکند سرزمین مرا 


هشتمین سالگرد اولین دیدار مون مبارک  

             

                    1390/2/7  


90-91-92-93-94-95-96-97-98....



              بگو ماشاءالله :) 



تو آمدی و زندگی سرد و بی روحم 


را معنا بخشیدی 


و من تو را نه برای امروز نه برای فردا 


که برای یک عمر میخواهم  


عاشقت بودم ، عاشقت هستم و


عاشقت خواهم ماند ... 


دوست دارم حامی جااااانم  


  
     ماشاءالله لا حول ولا قوه الا بالله


♥ نوشته شده در شنبه 7 اردیبهشت 1398 ساعت 07:46 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : اهم اهم ... صدای منو از دانشگاه میشنویدددددد

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1398 ساعت 10:02 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : سیل و سیل و سیل...

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین 1398 ساعت 12:22 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

اولین پست 98



نازنینم 

نازنینم

چه دعا بهتر ازین 

گریه ات از سر شوق

خنده ات از ته دل 

نبود هیچ غروبت غمناک 


سال 1398 رو به همگی تبریک میگم

 انشاءالله که سالی سرشار از خیر و برکت

 و شادی و سعادت و سلامت برای همه مون 

باشه 

سالی باشه تن مون سالم جیبامون پر پول 

سال برآورده شدن آرزو هامون

سال بهم رسیدن عاشقا باشه 


و از ته دلم سر سفره هفت سین دعا کردم ، 

لحظه تحویل سال 1399 رو من و حامی کنار 

هم باشیم  .

33-34 روز دیگه رابطه مون وارد 8 سال میشه 

و بنظرم دیگه وقتشه که مال هم شیم  ولی چه 

کنیم که اوضاع اقتصادی کشور مون اینه ؟ و 

باعث و بانی این اوضاع فک کردی حال ما 

براش مهمه ؟ 

و من فقط امیدم به خدایی هست که قادر 

مطلق ه و اگه اون بخواد هیچ نیرویی نمیتونه 

مانع بشه و ازش خواهش میکنم که بخواد :) 


به یه سری دلالیل تمام پست های قبلم و ازین 

به بعدم رو رمزی مینویسم ، برای یسری رمز 

میفرستم ، اون 50 تا خواننده خاموشم واقعا 

نمیدونم چطور بهشون رمز بدم اما اگه ایمیلی 

چیزی دارن برام بزارن که رمز و بهشون بدم...

تصمیم دارم دوستای مجازی جدیدی پیدا کنم 

ضمن حفظ قبلیا- درحد همین وب و رابطه م 

رو بیشتر از وب ادامه ندم بنظرم اونا تا وقتی 

خاصن که همینجا بمونن نه اینکه پا به حریم 

خصوصیت بزارن ! 

من از 92 وبلاگ داشتم و از عاشقانه هام فقط 

و فقط با یک نفر نوشتم گذشت و بلاگفا قاطی 

کرد ، هنوز اون وب رو دارم اما نه بهش سر 

میزنم نه هیچ چیز دیگه اونجا توی آخرین 

پستم آدرس این وبم و گذاشتم  

فک کنم از 94 م این وب میهن و دارم هر 

کسی من و بشناسه میدونه چقدرررر آدم بی 

حاشیه ای م توی هیچ کدوم ازون دعواهای 

مجازی و گیس و گیس کشیای دخترونه 

شرکت نکردم حتی وقتی اشتباه ! کردم و 

شماره هامون و رد و بدل کردیم و گروه زدیم 

و یه نفر با وقاحت تمام بی شرمانه ترین 

سؤالات ممکن و ازم پرسید من هیچ وقت 

نیومدم بگم فلانی اینطور شخصیتی داره - البته 

به ینفر دیگه م که همچین رفتاری باهاش 

شده بود گفتم - الانم تو مجازی دست خیلیا 

برام رو شده 

خانوم x که 4 تا وب داره و همزمان خودش 

رو جای چهار شخصیت متفاوت میزاره و تو یه 

وب با پسره کات کرده تو یکی با پسره عقده 

تو یکی دیگه ش هنوز تو دوران دوستی ن یه 

جا پسره دانشجو یه جا مولتی میلیاردر و...  

یکم زرنگی میخواست که دستش و رو کنم که 

برای خودش کردم اما دیگه کاری بکارش 

نداشتم و دقیقا 3 ماهه که متوجه شدم اما 

خدا خودش شاهده که لام تا کام حرفی به 

کسی نزدم حتی وقتی متوجه شدم داره با دو 

تا ازون چهار شخصیت متفاوتش یکی از 

دوستای مجازیم و سرکار میزاره بازم حرفی 

نزدم اولش خواستم بهش بگم فلانی اینا همه 

یک نفرن گول نخور ولی سکوت کردم  .. 

میدونم که میاد و اینجارو می خونه از همینجا 

بهش میگم الهام اونقدر روح بزرگی داره که 

دنبال حاشیه مجازی و شاخ شدن مجازی 

نیست سر جنگ و دعوا هم با هیچ کسی ندارم 

ولی از خدا برات یه زندگی سرشار از آرامش 

میخوام حس میکنم زندگیت باید خیلی نا 

آروم باشه که این همه وقت بزاری تو 4 تا وب 

پستای بلند بالا بزاری و داستان سرایی کنی  ، 

خدا شاهده که برات آرزوی خوشبختی میکنم 

حتی اگه آرزوی همون شوهر میلیاردر و که 

ازش می نویسی داری از خدا همون و برات 

میخوام .

یه چیز دیگه م بگم بهتون : یکی از هم اتاقیام 

تعریف میکرد که یه دوست داشتن درسش 

خیلی ضعیف بوده و اینا بعد حالا تو اینستا 

خودش و معرفی کرده که دانشجوی 

داروسازی دانشگاه شهید بهشتی هست ! 

زیبا نیست :)  در صورتی که خانوم هنوز پشت 

کنکوره و هر سال رتبه های کارت شارژی 

میاره...

اینو گفتم که "همه" رو تو مجازی جدی نگیرید 

الا ماشاءالله ازینا وجود داره  

خب سوال منم اینه یکی مث من که واقعا بی 

ریا از مشکلاتم میگم زندگیم و صاف و ساده 

اینجا می زارم ، ازونطرف  کسی که تمام 

وجودش دروغه 

لیاقت داره این نوشته ها رو بخونه ؟

پس بخاطر همین رمزی میکنم 

اگه مهمون جدید به وبم داشتم حتما آدرسش 

و بزاره و مطمئن باشه که بهش سر میزنم 

اینو مطمئن باشید هیشکی قد الی صاف و بی 

ریا نیست و همیشه گفتم و میگم خیلی قدرت 

میخواد که خودت باشی همونیی که هستی نه 

اونی که تو رویاهات دوس داشتی باشی ! 

دوستون دارم : ) 

الیٍ حامی 

♥ نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین 1398 ساعت 01:44 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : و خدایی که بشدّت کافی ست : )

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در جمعه 24 اسفند 1397 ساعت 09:10 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : کدوم معجزه ؟ کدوم خوشبختی بادآورده ؟

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت 08:38 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : این روز های من...

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در جمعه 10 اسفند 1397 ساعت 09:47 ق.ظ توسط Eli ...: نظرات()

اطلاعیه

یه پست طولانی نوشتم اما هرکاری میکنم ثبت نمیشه
زود برمیگردم

♥ نوشته شده در جمعه 3 اسفند 1397 ساعت 03:07 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

مطلب رمز دار : 7 مین تولده یار دلمممم :)

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

♥ نوشته شده در پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت 02:56 ب.ظ توسط Eli ...: نظرات()

Design By : Bia2skin.ir